خانواده برتر

خرید بک لینک
سلام من تازه ازدواج کردم ، شوهرم قد بلند و لاغر اندامه ، من تو پر و قد بلند و تقریبا تپل هستم . شوهرم خیلی از اندام من ایراد میگیره میگه، دلم میخواد لاغر باشی ، شکمت باید تخت تخت باشه . سینه هات باید کوچک باشه . خسته شدم ازش ، منم دلم میخواد همسرم درشت هیکل و گوشتی بود از اندام استخوانی خوشم نمیاد .دلم خیلی رفتارا میخواست ولی فقط ایراد میگیره ، خودمم نمیدونم چطوری بهش بله گفتم و ازدواج کردیم . خودش دائما میگه عاشقتم ولی همش این ایراد ها رو میگیره ، دلم طلاق میخواد خسته ام کرده . واقعا عشق یعنی این؟ از هر چی ازدواجه بدم اومده خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 264 تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 10:04

سلام پسری 23 ساله هستم که به شدت لاغرم ( 45 ) کیلو ، تا حالا هر کاری واسه چاق شدن کردم ولی فایده نداشته . الان حدود پنج ساله که وزنم همینه ... یکی از کاربران به نام (مربی) تو مطلبی مشابه در مورد پودر مکمل کربو پروتئین گفتند و اینکه خیلی خوبه... میخواستم بدونم کسی تجربه استفاده از این پودر یا پودر مشابه رو داره یا نه ... چه مارکی بهتره؟ چطور باید مصرف بشه و ... ( در ضمن وقت ورزش و بدنسازی هم ندارم ) ممنون آقای مربی شمام جواب بدید لطفا ... خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 222 تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 10:04

سلام بی مقدمه بگم من خسته شدم از این که چهرم کوچیکتر از سنم نشون میده ، الان ۲۰ سال و خورده ای سنمه ،دانشجوی ترم ۳ ام ولی همه فکر میکنن ورودیم ، بیرون که میرم همه به چشم بچه ها نگام میکنن همه بهم میگن کلاس چندمی!! بخاطر همین هیچ خواستگاری ندارم!! از نظر ظاهری مشکلی ندارم خیلی ها بهم میگن چهرت انرژی مثبت میده و دوست داشتنی ای ، خودمم توجه آدما رو میفهمم . خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی دریغ از یه خاستگار! واقعا دیگه دارم دیوونه میشم هیچ کسی طرفم نمیاد ، چون فکر میکنن بچه ام و زوده واسم! ولی دوست دارم تو همین سن یا فوقش تا ۲۲ سالگی ازدواج کنم . دوست دارم جوونیم رو با همسرم باشم ، دیگه واقعا موندم چیکار کنم ؟ میخوام یه برچسب بزنم به پیشونیم سنمو روش بنویسم:| توی دانشگاهم هیچ کسی طرفم نمیاد نمیدونم چرا! من که مشکلی ندارم. خسته شدم دیگه. خیلی هاا که از نظر چهره و قد و حتی رفتار سطح اجتماعی پایین تر از منن ازدواج میکنن ولی من نه . خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 270 تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 10:04

سلام موضوع این پست فانتزی های جالب و خنده دار در مورد ازدواج یا زندگی زناشویی هست ، پست های زیادی در مورد معیار های ازدواج گذاشته شده ، معیارهایی مثل قد یا ویژگی ظاهری ، وضعیت مالی و ... اما این بار از جنبه ی فان میخوایم به ازدواج نگاه کنیم . این که فانتزی های جالب و خنده دار که از ذهنتون گذر کرده و دوست داشتید در آینده در جریان ازدواج یا زندگی زناشویی تجربه کنید و یا تجربه کردید و البته قابل بیان کردن هست رو بگید . شاید انگیزه ای باشه برای ازدواج ... خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 253 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

سلام من تقریبا۲۰ سالمه و یه خواستگاری دارم که ایشون ۲۲ سالشونه ، میخوان معلم بشن، این اقا یه خصوصیات منفی ای دارن و یه سری مثبت که من اول میگم و بعد مشکلمو میگم، خانواده این اقا پسر به گفته اطرافیان و این که خودمم دیدم خسیس هستند . مثلا با اینکه پدرشون کارمنده و مادرشونم کارمند و کلا دو تا بچه بیشتر نیستند ولی خونه شون مثل خونه ی مادر بزرگ هاست . بیشتر وارد خونه که میشی تمام وسایل ها قدیمی انگار برای دهه ۷۰ . این پسر تو کل سال یه پیرهن بیشتر ندیدم بپوشه فوقش دو تا و کلا تو پول خرج کردن مشکل دارن و مشکل بعدی اینه که این ها خیلی مذهبی هستند ، ما خودمون اهل نماز و و روزه و حجاب هستیم اما این ها خیلی افراط دارن که نمونش این ها بود : مادر پسره میگفت ما تو عروسی آهنگ نداریم به هیچ وجه، خب ببینید ما اندازه اینا مذهبی نیستیم مثلا عروسی هامون زن و مرد کاملا جداست ولی آهنگ هست و زن و مرد هامون کاملا رفتاری رسمی دارن و اون طور نیستیم که اوپن باشیم، خب یکی مثل من که عاشق عروسی بودم خورد تو ذوقم که تو عروسیم مولودی بخونن و اهنگ نباشه، شاید واسه یه نفر این اصلا مشکلی نباشه ولی من این رو دوست ندارم. (خب این مشکلات خانوادگی بود) . ادامه مطلب خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 248 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

سلام من پسری 20 ساله دانشجو پرستاری هستم . خودم و خانواده ام مذهبی هستیم اعتقاد به دین و ایمان به خدا ، خودم شخصا خدا رو خیلی باور دارم و دوسش دارم . با دختری آشنا شدم، 19 ساله که خودش اعتقادی به خدا نداره و به گفته خودش خانوادشم کم مذهبی هستن اعتقاد ندارن خیلی کم . بعد خیلی عاشق هم هستیم و به گفته دختره پول عشق نمیاره همه چی پول نمیشه و من عاشقتم {یعنی من} بعد همه کار برات میکنم . منم دوسش دارم و باهاشم همیشه ، فقط گذشتش منو خیلی اذیت میکنه . این دختر گذشته خوبی نداشته با رفیقاش و پسرا میرفتن مهمونی بدون حجاب،مواد میکشیدن، الکل میزدن،میرقصیدن،سیگار ،تیغ، قرص . همه ی اینارو خودش بهم گفت و پشیمونه و به گفته خودش روزای نحسی بوده ، امام حسین(ع) رو خیلی دوس داره و خیلی دوست داشت بره کربلا توبه کنه عوض شه ولی نتونسته بره به گفته خودش میخواسته محرم بره ولی نتونسته دلش برای همیشه شکسته شده این طور که خودش گفت و اعتقادش از بین رفته . ادامه مطلب خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 247 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

سلام یه بنده خدایی هست ( مرد میانسال ) که هر وقت منو می بینه، سلام میکنه اما به حالت تمسخر و با صدای بلند ، مثلا : سلام آقای ......... یا آقای ................ سلام . صداشم کلفت میکنه میگه یا با صدای بلـــــــــند میگه . لحنش رو کشدار میگه و خیلی وقته متوجه شدم که به اسم سلام کردن میگه ولی نیتش نیش زدن با همین سلام دادنش هست. بعدا فهمیدم نیتش فقط دست انداختن منه. تا اینکه باز امشب این کارم کرد ، وقتی داشتم از کوچه مون رد میشدم. منم همیشه جواب سلام رو میدم. لطفا نیاید بگید حالا اومده سلام کرده تو چته و ... ! 1 ساله داره با حالات طعنه و مسخره اینکار رو میکنه دیگه ، این برام مشخص شده چون با بقیه این طوری برخورد نمیکنه. کلا من اینو یا تو کوچه میبینم ( که همونم طعنه دار سلام میده یه قولی میخواد اذیت کنه ) یا بعضی مواقع تو مغازه ها. منو به واسطه خانوادم یا برادرم می شناسه. شهر ما شهر کوچیکیه میترسم طوری باهاش برخورد کنم که بعدش دردسر ساز بشه. تا همین امشب جواب همین سلامم میدادم ولی اومدم اینجا ازتون بپرسم چیکار کنم ؟ طرف سلام نمیکنه داره دست میندازه ، ولی من همه چیز رو از جنبه ی مثبتش نگاه میکنم و حتی میگفتم بابا این خونواده ی تو رو میشناسه یا داداشت رو ، داره سلام میکنه. ولی بعد 1 سال تازه فهمیدم نه داره اذیت میکنه. مصداق پنبه سر بریدن که اینجا با سلام اذیت کردنه. چه نوع واکنش یا برخ خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 225 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

سلام من مذهبی ام و واقعا حد و حدود رو رعایت میکنم . یه سوال دارم ، همه ی کارهای روزمره م و اعمال واجب و مستحب رو بخاطر ثوابش انجام نمیدم، یعنی اصلا توجهی به ثواب و بهشتی شدن خودم ندارم، نماز که میخونم واسه اینه که در برابر نعمت های خدا سپاس گزاری کرده باشم و حال روحیم خوب شه، وقتی مثلا صلوات نذر میکنم واسه آرامش خودمه، قرآن میخونم هم همین طور .به یکی پول قرض میدم بخاطر ثواب قرض نمیدم هدفم حل مشکلشه و رضایت و لبخند اون و خداست، نمیدونم چرا ولی اصلا ثواب در خاطرم نیست هیچ وقت! مثلا شب ها وضو میگیریم میخوابم حالا چرا ؟ چون یه آرامش خاصی بهم میده ولی اصلا به ثوابی که داره توجه ندارم. واقعا این کار من ایراد داره که اصلا فکر ثواب و بهشت و این ها نیستم؟! و یا باید بخاطر ثوابش انجام بدم ؟ خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 238 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

سلام میدونم طولانی میشه ولی خواهش میکنم بخونید و کمکم کنید! خواااااهش! مهمه! اول از خودم میگم ، من یه پسر مذهبی هستم که هنوز 20 سالم کامل نشده . با اینکه سنم کمه تعداد زیادی از کسایی که ارتباط کاری و یا دوستی باهاشون دارم حداقل 5-6 سال ازم بزرگترن. از بچگی همیشه درسم خوب بوده و مدارس خاص درس خوندم و همزمان با اولین قبولی تو مدرسه ی نمونه رفتم سر کار تا بتونم خرجش و بدم... اون موقع 12 سالم بود و تا حالا هر کاری تونستم کردم! شاگرد مغازه بودم ، کارگر کشاورزی و ... . تا الآن که تونستم با داشتن محدودیت مالی و زمانی بسیار زیاد خودم تو خونه مطالب کامپیوتر و شبکه و امنیت و این چیزا ها رو خوندم و یاد گرفتم . دانشگاه دولتی قبول شدم ولی به دلیل اینکه تهران شغل و درآمد دارم تصمیم گرفتم آزاد بخونم و نرم دولتی و الان حدودا یکسالی میشه که تدریس میکنم هم تو دانشگاه هایی مثل سما و هم تو آموزشگاه ها و از کارگری رسیدم به جایی که الآن جاهای مهم بهم پروژه میدن. مثل فرودگاه ها. تنها یکبار و به اشتباه با دختری آشنا شدم و این وسط کاملا خانواده ها در جریان بودن و اشتباهم این بود که اون دختر سنی کمی از من بزرگتر بود و از لحاظ فرهنگی به ما نمیخوردن! مثلا ما مذهبی هستیم ولی اونا نبودن ! و سرم به سنگ خورده! ادامه مطلب خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 227 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

سلام چند روزی هست که به خاطر مسئله ازدواج خواب و خوراک ندارم. جوانی بیست و شش ساله هستم که بعد از اتمام درس در مقطع کارشناسی ارشد به صورت امریه در حال گذراندن خدمت سربازی هستم. اصرار خانواده برای ازدواج بنده از چند وقت پیش شروع شد و اولین خواستگاری رسمی را دو ماه پیش یعنی وقتی که من روزهای آخر آموزشی سربازی بودم رفتند. که البته خود پدر و مادرم از این مورد اول خوششان نیامد و رفتند سراغ موارد بعدی. الان هم چند مورد دیگر را مد نظر دارند. اما تردید من بر سر اصل مساله ازدواج است. این که توی این اوضاع بد اقتصادی با یک حقوق سربازی و البته کمک پدر و مادر، باید ازدواج کرد یا نه. بعضی مواقع به خودم می گویم ازدواج را بگذارم برای چند سال دیگر یعنی وقتی که یک کار ثابت پیدا کردم و پول جمع کردم . از طرفی هم به خودم می گویم که دارد سنم بالا می رود این تردیدها هر روز در دلم بیشتر می شود در حالی که باید حیاتی ترین تصمیم زندگی را بگیرم. نظرات شما می تواند راه گشای این مساله باشد. با تشکر فراوان. خانواده برتر...

ما را در سایت خانواده برتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی بازدید: 234 تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

صفحه بندی